يکشنبه 03 شهريور 1398
23

"خود باختگی" جايگزين "خود ساختگی"!

"خود باختگی" جايگزين "خود ساختگی"!

پیک نفت: بیش از 38 سال از عمر پربرکت انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد؛ این انقلاب تنها نهضت عظیم اجتماعی در جهان است که دگرگونی بنیادین و جوهری داخلی٬ منطقه‌ای و جهانی را پدید آورد، واضح و مبرهن است که انقلاب اسلامی ایران ساختار اجتماعی٬ سیاسی٬ فرهنگی٬ اقتصادی و داخلی را بکلی تغییر داد و بر اساس سه رکن و پارادایم اصلی استقلال٬ آزادی و جمهوری اسلامی به دستاوردهای عظیمی در صحنه ملی دست یافت.

استقلال در بسیاری از زمینه‌های تولیدی و حتی پیشگامی در برخی از صحنه‌های علمی و تکنولوژی های نوین٬ ایران را به کشو نخست منطقه تبدیل کرد. با همین انقلاب اسلامی بود که دوران وابستگی به فراموشی سپرده شد و به لطف آن٬ طعم آزادی و استقلال از هرگونه سلطه جهانی چشیده شد و با انتخاب ساختار ایدئولوژیک و مردمی خود٬ الگوی منحصر به فردی را در ساختارهای سیاسی و مدیریتی جهان به ارمغان آورد.برای احترام به این فرزند برومند ملت و برای حفظ و حراست این دستاورد عظیم بر خود واجب می‌دانم که با اتکا به تجارب 38 ساله که به قول پدرم باید به آن ضریب 3 داد به یک موضوع مهم اشاره داشت زیرا در شرایط بسیار سخت و بحرانی آن را کسب کردیم.

نسل امروز ایران نسلی است که به اندازه سه نسل، تاریخ را  تجریه کرده است و باید بداند چه بودیم و چه بحران‌هایی از سر گذشته شده است تا به نقطه امروزی رسیدیم. رویکرد اصلی این نوشته متکی بر اصولی است که انقلاب اسلامی با آن رشد کرده و «خود ساختگي» را چنان جایگزین «خود باختگي» کرده است که ثمره‌اش را امروز می‌بینیم. مثال ساده و عینی این دستاورد بزرگ در صنعت حفاری بوضوح قابل مشاهده است جایی که بدستور امام خمینی(ره) صنعت حفاری با 6 دکل کارش را آغاز کرد و امروز به بازوی توسعه‌ای و تولیدی کشور تبدیل شده است. نسل چهارم باید بداند که چطورمی‌شود در اوائل انقلاب که «هیچ» به «هیچ» بند بود بر حسب یک باور و اعتقاد چنین کامیابی بزرگی حاصل شود. باید بداند که نسل نخست انقلاب با چه انگیزه و اراده راسخی توانست صنعت سیلوسازی را بومی کرده و صادرکننده خدمات فنی - مهندسی شود ولی متاسفانه امروز با وجود توسعه و افزایش قدرت کشور، برخی از همقطاران آن روزها با فراموشی چنین اصولی قدم در راهی گذاشته‌اند که نشانی از تفکر انقلابی ندارد. چرا آنان تفکر خودساختگی را کنار گذاشته و به خود باختگی رسیدند؟

 هشدار اصلی را باید به «خودمان» بدهیم؛ به نسلی که خود را انقلابی می‌خواند اما در جامه انقلابی‌گری «عملی» دیگر دارد. باید بپذیریم قدرت انقلاب و یا شکست انقلاب در دست خودمان است نه فرد و کشور دیگری همانطور که 38 سال پیش یک تبعه پاکستانی به آن اشاره کرد:

اواخر سال 57 کمیته‌ای توسط امام خمینی(ره) ماموریت یافت تا گروه‌هایی را برای تحویل گرفتن سفارتخانه‌ها عازم کشورهای مختلف کند لذا با ماموریتی که به من و دکتر محمد حسین عادلی داده شد راهی کانادا شدیم. آن روزها جنجال و رقابت‌های داخلی در کف جامعه و رسانه‌ها به اوج خود رسیده بود و خبرها به بیرون مرزها رسیده بود و در داخل کشور خیلی‌ها نگران بودند از آتیه نه چندان دور که با این بازی‌های سیاسی چه آینده‌ای در انتظار «نهال» انقلاب است.

در دفتر کارم مشغول بودم که از نگهبانی تماس گرفتند و گفتند یکی از تبعه‌های کشور پاکستان اصرار دارد شما را ببیند. با توجه به حجم مراجعات برای تسریع در صدور ویزا و کمک‌هایی که خواسته می‌شد حدس زدم ممکن است این مراجعه هم در این باره باشد که نگهبان گفت این فرد پاکستانی کار دیگری دارد. با اصرار این تبعه پاکستانی٬ در نهایت به اتاق کار ما راهنمایی شد. فرد میانسال٬جا افتاده‌ و موقری بود بنام محمد زکریا. آقای زکریا در نهایت ادب و احترام گفت من آمده‌ام اینجا تا به شما توصیه‌ای کنم.

کنجکاوی‌ام مضاعف شد که این چه توصیه‌ای است که آقای زکریا برای بیان آن اصرار داشت من را ملاقات کند. او درملاقات چند دقیقه‌ای گفت: آمده‌ام به شما بگویم نه از کمونیست‌ها بهراسید و نه از آمریکا وحشت کنید. دشمن شما نه گروهک‌های الحادی هستند و نه باج خواهان. دشمن شما و این نهضت اسلامی٬ انقلابیونی هستند که تغییر چهره خواهند داد و همان‌ها به انقلاب اسلامی ایران ضربه می‌زنند.»

سخن او ریشه در معرفت شناسی و عمق جهان بینی او داشت و مرا متاثر کرد. او ادامه داد:«اگر می‌خواهید انقلاب رشد کند مراقب این افراد باشید که از کمونیست‌ها و غرب برای شما خطرناک ترند.» با گفتن این جمله در نهایت ادب خداحافظی کرد و رفت و من هم ساعت‌ها به جملات وی فکر می‌کردم. هنوز آهنگ کلامش در ذهنم است که چطور 38 سال پیش چنین آفتی را پیش بینی می‌کرد.

او دقیقا روی موضوعی دست گذاشته بود و هشدار می‌داد که امروز با آن دست به گریبانیم؛ اغلب دوستانی که در رده «سوپر انقلابی‌ها» قرار داشتند سال‌هاست به آرمان‌های انقلاب پشت کرده‌اند و در توجیه رفتار خود٬ چنان خطابه می‌کنند که گویی افرادی که در مسیر انقلاب قرار دارند دسته‌ای متحجر هستند و آن‌ها غرق در تمدن و واقع بینی.

زکریا درست می‌گفت؛ حالا که عمر انقلاب در حال نزدیک شدن به دهه چهارم خود است همه چیز عوض شده است؛ کمتر بوی خلوص انقلاب و مدیران پاکش استشمام می‌شود. حضورهای متواضعانه و مملو از ایمان٬ جای خود را به تشریفاتی داده است که هیچ تناسبی با اصول انقلاب ندارد.

شاید این رسم انقلاب‌ها باشد که روز به روز از اهداف خود دور ‌شوند مانند انقلاب یوگسلاوی که به آهستگی التزام به «عمل» از بین رفت و شعارهای انقلابشان از عمل فاصله گرفت و واژه‌هایی ماند برای حضور در ویترین انقلاب.

اما انقلاب ایران جدای از جهان بینی سیاسی٬ اصالت دینی و مذهبی متکی بر ارزش‌های مقدسی دارد که ریشه‌های مقاومت و استقلال را قوی تر ساخته و درخت انقلاب را تنومند کرده است و بر همین اساس تفاوت‌های جدی با سایر نهضت‌های انقلابی دارد. این اصالت موجب شده تا امروز ایران بازیگر نخست خاورمیانه باشد و در میان کشورهای قدرتمند جهان به یک بازیگر بزرگ و تاثیرگذار تبدیل شود. انقلاب اسلامی٬ ایران را به یک بلوغ غیرقابل باور رساند و در حوزه‌های مختلفی توسعه‌ای همه جانبه پیدا کرد ولی متاسفانه همزمان با آن٬ دگردیسی‌های عمیق، داخل را در وضعیت غیرقابل باورتری قرار داد.

همه چیز عوض شد. انقلابیونی که برای صرفه جویی در یک ریال بیت المال سختی‌های فراوانی به خود می‌دادند امروز هزارازن دلار برای تحصیل فرزندان خود در خارج کشورهزینه می‌کنند. وقتی می‌پرسیم منشا پول کجاست هزار توجیه قطار می‌شود و آنجاست که باید از خود پرسید ما انقلاب کردیم که مدیران آن شبیه غربی‌ها باشند و در مسیری حرکت کنند که مقابل اصول انقلاب است؟ افرادی که خانواده و فرزندان خود را لایق زندگی در ایران نمی‌دانند و راهی فرنگ شان می‌کنند آیا دلسوز کشور خواهند بود؟ کسانی که خود را خدمتگزار مردم نمی‌دانند و خود را تافته‌ای جدا بافته از مردم می‌دانند می‌توانند برای صاحبان اصلی انقلاب آبادانی و توسعه را رقم بزنند؟ اصالت انقلاب برای خدمت به قشر مستضعف و ارتقای آن‌ها بود و نه جداسازی خودمان با آن‌ها.

 همه این اتفاقات تلخ را باید در تغییر نگرش مدیران جستجو کرد. کجایند اندیشه‌های پاک انقلابی؟ کجایند مدیرانی که برای انقلاب و مردم جان می‌دادند؟ کجایند معرفت‌های زیبای مدیریتی؟  چرا باید عافیت طلبی مهم ترین ویژگی برخی مدیران باشد و در دوران سخت٬ پشت انقلاب را خالی کنند؟

امروز نه آمریکایی‌ها و نه غربی‌ها٬ دیگر رویکرد قدیمی خود را برای تضعیف انقلاب اسلامی بکار نمی‌گیرند و استراتژی «دگردیسی اندیشه‌ها» را در پیش گرفته‌اند و با پیوند زدن منافع شخصی و خانوادگی برخی از مدیران و چهره‌های اوائل انقلاب با خط مشی خود٬ آن‌ها را به سمتی سوق داده‌اند که در زمینشان بازی کنند و این همان سراشیبی خطرناکی است که در چشم نهادهای نظارتی مغفول مانده است. این مدیران سر میزهایی قرار گرفته‌اند که پاراف‌های شخصی منبعث از تغییر اندیشه‌هایشان٬ تعیین کننده تصمیماتشان است و برای هر امضا به فکر همان پیوندهایی هستند که تعلق خاطر بزرگی به آن‌ها دارند.

یکبار در یادداشتی خاطره‌ای را به رشته تحریر درآوردم که یکی از مدیران سوپر انقلابی پس از چند سال زندگی در اروپا و حضور خانواده‌اش در انگلستان٬ بر سر اختلاف حقوقی ایران و انگلستان بر سر میدان گازی رهام٬ حاضر به همکاری با نظام نشد و با هزار توجیه شکایت ایران از این کشور را به ضرر می‌دانست در حالی که او نگران منافع شخصی خود بود و نه منافع کشور. در نهایت هم کنار کشید تا مبادا زندگی خانواده‌اش در انگلستان دچار تغییر شود.

دشمنان نظام می‌دانند روی چه کسانی دست بگذارند٬ آن‌ها با تمرکز روی برخی مدیران نظام و جذب آن‌ها بطور غیرمستقیم چنان زیرکانه اهداف خود را به پیش می‌برند که خودشان هم نمی‌توانند باور کنند در قالب «نفوذی» در ساختمان انقلاب دینامیت کار می‌گذارند. توجه این ضرورت انکار ناپذیر است که  باید متوجه ریزش، نفوذ و شکست از درون باشیم و گام اصلی نیز آن است که  خودی و ناخودی‌ها در سطح مدیریت از هم تفکیک شوند و بجای گزینش کارکنان به فکر گزینش جدی مدیران باشیم.

گویا کسی بدنبال ایزوله کردن فضای داخلی و نصب آنتی ویروسی روی سیستم گزینش و انتخاب مدیران نیست؛ آیا واقعا می‌توان انتظار داشت مدیری که سال‌هاست خانواده‌اش را در کشورهای لوکس اروپایی و آمریکا سکنی داده است به فکر منافع ملی باشد؟

كساني كه روزی يك معدن، يك دكان، يك سردخانه را مصادره مي‌كردند و آن را «نكبت» مي‌دانستند، امروز به سرمايه‌داران نوپا تبدیل شده اند که آن را يك نعمت خدادادي و «قسمتی» می‌دانند که خداوند آن را برایشان رقم زده است. باور کنیم هیچ نهاد و کشور و قدرتی نمی‌تواند انقلاب اسلامی ایران را تضغیف و از پای در بیارود و آنچه که برای شجره انقلاب به مثابه «اسید» است٬ تغییر ارزش‌ها و نگرش‌هاست.

باید سی وهشتیمن سالگرد انقلاب اسلامی ایران را گرامی بداریم ولی امروز که 23 بهمن را آغاز می‌کنیم کمی به روند این انقلاب نظری مدقانه بیافکنیم. برای بازگشت به روزهای اوج و خدمت به مردم وانقلاب، تفکراتی که برخی‌ها دوست دارند تاریخ مصرف گذشته‌اش بدانند را احیا کنیم. اگر امروز جمهوری اسلامی ایران به یک قدرت تبدیل شده است به مدد همان ارزش‌های انقلابی است که سعی می‌شود کنار گذاشته شود. جوهره انقلاب اسلامی را اندیشه‌هایی شکل دادند که امروز خیلی‌ها از آن‌ها فاصله گرفتند و فراموش کردند آنچه را که با تمسک به آن، به اوج رسیدند. زکریا در سال 38 سال پیش چیزی به من گفت که سال‌هاست شاهدش هستیم. برای یکبار هم که شده تعمقی کنیم بر اظهارات آن روزهای یک تبعه پاکستانی تا شاید دوباره به راه اصلی خود باز گردیم.

منبع: وبسایت عصرنفت 

روتیتر
کد خبر: 915
  • "خود باختگی" جايگزين "خود ساختگی"!

RSS comment feed نظرات ارسال شده

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

وب سایت

رویدادها و سمینارها
تقویم نمایشگاه های بین المللی تهران در سال 95 تقویم نمایشگاه های بین المللی تهران در سال 95

پیک نفت - تقویم رسمی نمایشگاه های بین المللی تهران